تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٧
که همه کارهایش را دیگران انجام میدهند و او همینجور مربا مانند بیکار
مینشیند و حتی طوری میشود که دست زدن به یک کار را - هر چند ساده و
کوچک باشد - برخلاف شأن و حیثیت خود تشخیص میدهد .
درباره یکی از امرای قدیم خراسان میگویند که جبه خز خوبی پوشیده بود ،
برای او قلیانی آوردند ، قلیان تکانی خورد و آتش آن روی جبه خزش افتاد
. برخلاف شأن خودش میدید که لباسش را تکان دهد تا آتش بیفتد . فقط
گفت " بچهها " ، یعنی بیایید . تا آنها آمدند ، جبه و مقداری از تنش
سوخت . اصلا برخلاف شأن و حیثیت خود میدانست که جبه خود را تکان دهد .
و حتی شنیدیم اگر میخواست بینی خود را پاک کند دیگری باید دستمال جلوی
دماغش میگرفت [١] .
اینکه این اشخاص دست به هر جنایت و خیانتی میزنند برای همین است که
آداب اجتماعی نمیگذارد کهاینها انرژیهای خود را در راه صحیح مصرف کنند.
زن و غیبت
زنها در قدیم مشهور بودند که زیاد غیبت میکنند . شاید این به عنوان یک خصلت زنانه معروف شده بود که زن طبیعتش این است و جنسا غیبت کن است ، در صورتی که چنین چیزی نیست ، زن و[١] قصه آن غلام معروف است که دستمال را جلوی بینی ارباب گرفت و ارباب گفت چرا بیرون نمی آید ؟ گفت : ارباب ! فینش را هم من باید بکنم ؟ ! اقلا این کار را خودت بکن .