تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٦
چیزی را ببیند ، گوش انسان بالاخره باید صدایی را بشنود ، دست و پای انسان حرکتی کند . یعنی انسان نمیتواند مرتب از طبیعت انرژی بگیرد و بعد خود را نگه دارد و مصرف نکند . این مصرف نکردن مثل همان دیگ بخار بیمنفذ است که مرتب حرارتش میدهند و بالاخره منفجر میشود . افرادی که به دلیل تعیین مابی یا به هر دلیل دیگر [١] ، اینها را در یک حالت بیکاری و به قول عربها در یک حالت " عطله " درمیآورند ، یعنی تمام وجودشان از نظر کار کردن و صرف انرژیهای ذخیره شده ، در یک حالت تعطیل میماند ، در حالی که خودشان هم متوجه نیستند ، نیروها سعی میکنند که به یک وسیله بیرون آیند . راه صحیح و درست و مشروع که برایش باقی نگذاشته ، از طریق غیر مشروع بیرون میآید . غالبا حکام ، جانی از آب درمیآیند ، و یکی از علل جانی شدن آنان همین حالت تعطیل بودن و عطله از کار درست است ، چون تعین مابی اقتضا میکند که حاکم هیچ کاری از کارهای شخصی خود را انجام ندهد . مثلا اگر سیگاری هم میخواهد بکشد ، اشاره نکرده کس دیگری سیگار را آماده میکند ، و حتی کبریت را هم کس دیگری میکشد ، و خودش این مقدار هم زحمت نمیکشد که برای سیگارش کبریت بکشد . کفشش را میخواهد پایش کند ، یک کسی فورا میآید پاشنه کش درآورده و کفشش را به پایش میکند . لباسش را میخواهد روی دوشش بیندازد ، فورا کسی روی دوشش میاندازد . به یک وصفی درمیآید
[١] البته علل و عوامل زیادی دارد . در مورد مردها غالبا تعیین مابی منشا آن بوده ، و در مورد زنها علل دیگر در کار بوده است .