تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٢
داستانهای کوچکی که از پیغمبر و امیرالمؤمنین و سایر ائمه نقل کردهایم فهمیده میشود که چقدر کار کردن و کار داشتن از نظر پیشوایان اسلام مقدس است ، و این درست برعکس آن چیزی است که در میان برخی متصوفه و زاهدمابان و احیانا در فکر خود ما رسوخ داشته که کار را فقط در صورت بیچارگی و ناچاری درست میدانیم ، یعنی هر کسی که کاری دارد میگوییم این بیچاره محتاج است ، و مجبور است که کار کند ، فی حد ذاته ، آن چیزی که آن را توفیق و مقدس میشمارند بیکاری است که خوشا به حال کسانی که نیاز ندارند کاری داشته باشند ، حال کسی که بیچاره است دیگر چکارش میشود کرد ؟ ! در صورتی که اصلا مسئله نیاز و بینیازی مطرح نیست . اولا کار یک وظیفه است . حدیث " « ملعون من القی کله علیالناس » " ناظر به این جهت است . ولی ما اکنون درباره کار از این نظر بحث نمیکنیم که کار یک وظیفه اجتماعی است و اجتماع حقی بر گردن انسان دارد و یک فرد هر چه مصرف میکند محصول کار دیگران است . و اگر نظریه مارکسیستها را بپذیریم اساسا ثروت و ارزش ، و هر چیزی که ارزشی دارد تمام ارزشش بستگی به کاری دارد که در راه ایجاد آن انجام گرفته است . یعنی کالا و کالا بودن کالا در واقع تجسم کاری است که روی آن انجام شده است . حال اگر این نظریه صد درصد درست نباشد [١] ، باز هر چیزی که انسان مصرف میکند لااقل مقداری از ارزش آن در برابر کاری است که
[١] [ استاد شهید در نوشتههای اقتصادی خود ثابت کردهاند که این نظریه مردود است و کار فقط یکی از منشأهای ارزش است ] .