تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٧
مجالست صالحان آثار نیک فوقالعاده دارد و مجالست بدان آثار سوء
فوقالعاده دارد ، و این یک امری است که اجتناب ناپذیر است ، یعنی
انسان هر چه بخواهد به اصطلاح در دل خودش را ببندد و وقتی که میخواهد با
کسی معاشرت بکند ، خودش را آنچنان ضبط بکند که از او اثری نگیرد ، باز
کم و بیش اثر میپذیرد . پیغمبر اکرم فرمود : « المرء علی دین خلیله » [١] . هر کسی به دین دوستش است . مقصود اینست که شما اگر کسی را دوست
و خلیل بگیرید ، با کسی دوست بشوید ، دین او را هم پذیرفتهاید .
در نهجالبلاغه تعبیری است به این صورت : « مجالسة اهل الهوی منساش
للایمان » [٢] . نشست و برخاست کردن با مردم هواپرست و غافل از خدا ،
فراموشی ایمان است . اگر " منساش " مصدر میمی باشد ، " منساش للایمان
" میشود فراموشی ایمان ، و اگر اسم مکان باشد - که بیشتر در این مورد
اطلاق میشود - تعبیر ، جالبتر میشود : فراموشخانه ایمان ، فراموشگاه ایمان
[٣] .
ایشان میفرمایند : همنشینی با هواپرستان ، فراموشخانه ایمان است ،
یعنی انسان آنجا که برود اصلا ایمان را فراموش میکند .
در یکی از آیات قرآن ، در سوره طه و ظاهرا خطاب به موسی بن عمران
میفرماید : « فلا یصدنک عنها من لا یؤمن بها واتبع هواه »
[١] کافی . ٣٧٥ / ٢ [٢] نهجالبلاغه فیض الاسلام ، خطبه . ٨٥ [٣] در عصر ما " فراموشخانه " مصطلح بود که آن مردک میرزا ملکم خان درست کرده بود . البته این یک حقهبازی بوده که میرفتند آنجا ، چیزهایی به آنها میگفتند ، وقتی بیرون میآمدند ، چیزی بروز نمیدادند ، اسمش را گذاشته بودند " فراموشخانه " .