تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٣
تصمیماتی که باید بگیرد و کارهایی که باید انجام دهد و آنچه که واقع شده
، ارزیابی کارهای خودش در گذشته ، ارزیابی رفقائی که با آنها معاشرت
میکند ، ارزیابی کتابهایی که آن کتابها را مطالعه کرده است ، درباره همه
اینها فکر کند . مثلا کتابی را خوانده ، بعد بنشیند فکر کند که من از این
کتاب چه گرفتم ؟ این کتاب در من چه اثری گذاشت ؟ آیا اثر خوب گذاشت
یا اثر بد ؟ بعد در انتخاب کتاب دیگر [ دقت میکند ] . انسان که آنقدر
وقت و فرصت ندارد که تمام کتابهای دنیا را مطالعه کند ، بلکه باید
انتخاب نماید .
جملهای از امیرالمؤمنین نقل کردهاند که در نهجالبلاغه نیست ولی در کتب
حدیث هست : « العمر قصیر و العلم کثیر ، فخذوا من کل علم ظروفه و دعوا
فضوله » [١] . ( تعبیر ، چنین چیزی است ) . عمر کوتاه است و علم زیاد
( یعنی آموختنی زیاد ) پس ، از هر علمی آن خوبیهایش را بگیرید و
زیادیهایش را رها کنید .
بنابراین حتی در کتاب خواندن ، انسان باید انتخاب داشته باشد . در
رفیق و معاشر ، انسان باید انتخاب داشته باشد ، و انتخاب بدون فکر معنی
ندارد . حساب بکند روی رفقا و دوستانش ، که از معاشرت آنها چه بهره و
نصیبی میبرد ؟ خوب ؟ بد ؟ روی کارهای شخص خودش فکر کند که چه اثری روی
او گذاشته و چه نصیب و بهرهای از آنها برده است . مهمتر ، هر کاری که
میخواهد درباره آن تصمیم بگیرد ، اول فکر بکند ، بعد تصمیم بگیرد ، در
صورتی که غالبا تصمیماتی که ما میگیریم ، از حد لازم تفکر قبلی کم بهره
است ،
[١] بحار ٢١٩ / ١ با تفاوت در عبارت .