تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٦
است ، یعنی اول انسان باید با خودش قرارداد امضاء کند ، که اینها را اغلب روی کاغذ میآورند . روی کاغذ با خودشان شرط میکنند و پیمان میبندند که اینگونه باشم ، چون اگر مشارطه نشود و اول انسان با خودش قرارداد نبندد ، موارد را مشخص نکند و برای خودش برنامه قرار ندهد نمیداند چگونه از خودش مراقبه کند . مثلا اول با خودش یک قرارداد میبندد که خوراک من این جور باشد ، خواب من این جور باشد ، سخن من اینجور باشد ، کاری که باید برای زندگی خودم بکنم این جور باشد ، کاری که باید برای خلق خدا بکنم این جور باشد ، وقت من این جور باید تقسیم بشود . اینها را در ذهن خودش مشخص میکند ، یا روی کاغذ میآورد و امضاء میکند ، و با خودش پیمان میبندد که بر طبق این برنامه عمل بکند ، و بعد همیشه از خودش مراقبت میکند که همین طوری که پیمان بسته رفتار بکند . همچنین در هر شبانه روز یک دفعه از خودش حساب میکشد که آیا مطابق آنچه که پیمان بستم عمل کردم ؟ آیا از خود مراقبت کردم یا نکردم ؟ اگر عمل کرده بود بعدش شکر و سپاس الهی و سجده شکر است ، و اگر عمل نکرده بود مسأله " معاتبه " در کار میآید ( یعنی خود را ملامت کردن ) اگر کم تخلف کرده باشد ، و " معاقبه " در کار میآید ( خود را عقوبت کردن ) اگر زیاد تخلف کرده باشد ، که آن عقوبت کردنها با روزهها و با کارهای خیلی سخت برخود تحمیل کردن و مجازات کردن خود است . اینها از اصول مسلم اخلاق و تربیت اسلامی است .