تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤
بیاموزند . منتها خود دین را که باید بیاموزند ، قسمتی از آن ، واجب مستقل و عینی [ است مثل معرفة الله ] و قسمت دیگر واجب مقدمی است [ مثل آموختن احکام نماز ] . چه کسی گفته ما دین را باید بیاموزیم ؟ اسلام که نگفته دین را بیاموزید ، گفته دین را عمل کنید ، ولی وقتی میخواهیم دین را عمل کنیم بدون آموختنش ممکن نیست . پس باید دین را بیاموزیم تا به آن عمل کنیم . در آن وظائف دیگری هم که دین به عهده ما گذاشته است [ مثل تأمین پزشک مورد نیاز جامعه اسلامی ] بدیهی است که تا وظائفرا نیاموزیم نمیتوانیم عمل کنیم . باید وظائف را بیاموزیم تا بتوانیم عمل کنیم . به هر حال مطلب خیلی واضح و روشن است . پس ما تا اینجا به دو مسأله اشاره کردیم ، یکی اینکه در تعلیم و تربیت اسلامی ، به مسأله رشد فکری و تعقل اهمیت فراوان داده شده ، و دیگر اینکه به خود تعلیم [ نیز اهمیت داده شده است ] ، و تعلیم هم یک حدود مشخص ندارد که بگوئیم علم کلام چطور ؟ علم تفسیر چطور ؟ علم اخلاق چطور ؟ فیزیک چطور ؟ ریاضیات چطور ؟ اسلام نیامده که علوم را مشخص کند و بگوید فیزیک بیاموزید یا نیاموزید ، ریاضیات بیاموزید یا نیاموزید ، فلسفه بیاموزید یا نیاموزید . یک چیزهایی گفته که آنها را باید انجام داد ، و آنها توقف دارد به آموختن اینها ، پس باید اینها را آموخت .