تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١١
استدلالهای او بر ضد عقل و برانکار عقل را نقل میکردند ، میگفتند که این نهضت مقارن است با نهضت ضد عقل و ضد فلسفهای که در اروپا پیدا شد براساس حسیگری و تجربیگری ، که از دکارت و بیکن و غیره شروع شد . آنها هم به گونه دیگری با منطق و با تعقل مخالفت کردند ولی براساس معتبر شناختن حس . ایشان مدعی بودند که ملا امین تحت تأثیر افکاری که در دنیای اروپا پیدا شده بود قرار گرفته بود . آنچه برای من مجهول مانده این است که در آنوقت هنوز این افکار در ایران نیامده بود ، پس چگونه او تحت تأثیر این افکار قرار گرفته بود ؟ ! شاید چون ملا امین غالبا در ایران نبود و خیلی اوقات مجاور بود مخصوصا در مکه و مدینه ، در آن سفرهایش با کسی برخورد کرده و این افکار را از او گرفته است . منتها انتقاد ایشان این بود که اگر فرنگی میآید طرفدار حس میشود و عقل مستقل از حس را انکار میکند و میگوید عقل آن اندازه اعتبار دارد که روی محسوسات کار بکند و کار عقل فقط تجرید و تعمیم و تجزیه و ترکیب محسوسات است و نه چیز دیگر ، او چون دنبال علوم طبیعی میرود نیازی به معقول ندارد . تو در مورد دین میخواهی بحث بکنی . دین ، اولین مسألهاش خداست و خدا معقولترین معقولات عالم است . تو چطور میتوانی انکار عقل را وارد دین بکنی ؟ ! فرنگی انکار عقل مستقل را براساس اصالت حس قرار داد . از این نظر به او اشکالی نیست . ولی تو میخواهی انکار عقل را براساس اصالت حدیث قرار بدهی . آیا خدا و وحدانیت او را با حدیث درست میکنی ؟ ! اگر بگویند آیا خدایی وجود دارد یا وجود ندارد ، چه