تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
در اسلام گرایش عن علم است نه گرایش عن تقلید . این علم واجب عینی است . این را همه علما ذکر کردهاند . پس " « طلب العلم فریضة » " قدر مسلم شامل آن علمهایی که از شرایط ایمان است هست . از این که بگذریم ، باید ببینیم که [ این علم ] چیست ؟ یک بحث تقریبا لغو و بیهودهای میان اصناف علمای اسلامی در گرفته راجع به اینکه این علمی که فریضه است چه علمی است ؟ فقها گفتند که مقصود علم فقه است برای اینکه مقدمه عمل است . علمای اخلاق گفتند خیر ، علم اخلاق خیلی از آن لازمتر و واجبتر است . علمای کلام گفتند علم کلام است . علمای تفسیر گفتند علم تفسیر و کتاب الله است . ولی این دیگر بحث ندارد ، زیرا علم یا خودش هدف است و یا مقدمه است برای هدفی . هر جا که خودش هدف است ، واجب است ، مثل همین اصول عقاید . هر جا هم که خودش هدف نیست . اگر هدفی از هدفهای اسلامی متوقف به آن باشد ، از باب مقدمه واجب ، واجب میشود . خود فقها این سخن را میگویند که آموختن مسائل ، واجب مقدمی ولی واجب تهیؤی است ، و به اصطلاح واجب نفسی تهیؤی است ، یعنی آن چیزی که بر ما واجب است عمل کردن است ، مثلا ما باید نماز بخوانیم ، ولی اینکه انسان بخواهد درست نماز بخواند ، بدون اینکه مسائل نماز را بداند امکان ندارد . پس برای اینکه انسان برای خواندن نماز آماده شود ، یعنی بتواند نماز را صحیح بخواند ، واجب است مسائل نماز را یاد بگیرد . اختصاص به نماز و روزه و اینگونه تکالیف ندارد ، هر وظیفهای از وظایف اسلامی که نیازمند به علم باشد ، همان علم برایش واجب میشود به عنوان یک واجب نفسی تهیوی ، یعنی واجبی که ما را آماده