تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦
ائمه راهشان به راه معتزله بسیار نزدیک بود به طوری که در تاریخ ، شیعه و معتزله را با هم ذکر میکردند و به آنها " عدلیه " میگفتند . و حتی بسیاری ، شیعهها را میگویند معتزلی ، و معتزلیها را میگویند شیعی . نهضت قشریگری ، در شیعه راه نیافت تا در چهار قرن پیش ، تقریبا مقارن اوایل صفویه ، مردی به نام میرزا محمد استرآبادی پیدا میشود که روش اهل حدیث را پیش میگیرد ، و از او مؤثرتر شاگردش ملا امین استرآبادی است . و عجیب این است که کسانی که اصل یک نهضت را شروع میکنند و لو نهضت ، نهضت قشریگری با شد ، خود اینها از یک نبوغی بهرهمند هستند ، و اگر چنین نباشند نمیتوانند پایهگذار یک نهضت باشند . خود احمد حنبل هم یک آدم کوچکی نیست . ملا امین استرآبادی ، مردی است که سالها در مکه مجاور بوده و سالها در مدینه ، و کتابی نوشته به نام " فوائدالمدینه " که در آن یک تاخت و تاز عجیبی میکند به علمای شیعه که تعقل را وارد اسلام کردند . مثلا به علامه حلی سخت فحش میدهد . یک راهی را پیش گرفت ، گفت از این چهار دلیلی که اینها میگویند : " قرآن ، سنت ، اجماع ، عقل " سه دلیلش باطل است ، یعنی هیچ کدام برای ما دلیل نیست . قرآن دلیل نیست ، عقل هم دلیل نیست ، اجماع هم دلیل نیست . درباره اجماع گفت : اصلا اجماع ریشهای ندارد و از اهل سنت گرفته شده . همین اجماع پدر اسلام را درآورده . اجماع همان است که خلافت ابوبکر را درست کرد ، سنیها آمدند این را یک اصل قرار دادند برای اینکه خلافت