تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢
خلفای به اصطلاح امروز روشنفکری نظیر هارون و بالخصوص مأمون پیدا شدند و آن مجالس احتجاجات و مجادلات را تشکیل میدادند - به اوج خود رسید . مأمون بالخصوص ( و بعد از او برادرش معتصم به تبعیت از مأمون ) به حکم اینکه خودش مرد عالمی بود و فکرش فکر منطقی و فلسفی بود طرفدار معتزله شد و اشاعره را درهم کوبید ، و از علمای حدیث احمد حنبل به خاطر طرفداری از قشریگری تازیانه سختی خورد . اینجا بود که به اصطلاح طرفداران تعقل بر طرفداران تعبد پیروز شدند و سخت هم پیروز شدند ، و اتفاقا در میان محدثین و فقهای آن عصر اشخاص سختگیری نبودند . زمان متوکل رسید . متوکل یک خلیفه بسیار قشری بود . اصطلاحی امروز رایج است ، به افرادی که تابع گذشته هستند میگویند " سنتی " . کلمه " سنی " یعنی سنتی ، کسی که تابع سنت است نه تابع فکر و تعقل . منتها چون سنت را سنت نبوی میدانستند این کلمه یک قداست خاصی پیدا کرد . متوکل سنتی شد و سخت مخالف تعقل و معتزله ، که دستور داد آنها را تار و مار کردند و عجیب تار و مار کردند ، و احمد حنبل را برد در آن اوج عالی ، و آن آدمی که زندان کشیده بود و از حکومت وقت تازیانه خورده بود ، مقامی پیدا کرد که عالیترین مقامها بود ، و میگویند در تشییع جنازهاش هشتصد هزار نفر شرکت کردند . خلفای بعد روش متوکل را بیشتر حمایت کردند و روش مأمون برای همیشه در دنیای اسلام محکوم شد .