تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠١
جفت بودن است ، یا " ٤ " در دنیا وجود ندارد ، یا آنجا که وجود دارد جفت هم هست . گفتند حسن عدل و قبح ظلم هم چنین چیزی است . حال میرویم سراغ کارها : این کار عدالت است ، پس حسن دارد ، پس حتما حکم اسلام هم موافق با آن است . آن کار ، ظلم است و چون ظلم است ، پس قطعا قبیح است ، و چون خداوند قبیح را اجازه نمیدهد پس قهرا منهی عنه است . اشاعره گفتند اصلا اشیاء حسن و قبح ذاتی ندارند و عقل هم در این جور مسائل درکی ندارد ، حسن و قبحها شرعی است ، هر چه را که خدا امر بکند ، چون او امر کرده خوب است ، نه چون خوب است او امر کرده ، و هر چه را خدا نهی بکند ، چون خدا نهی کرده بد است ، نه چون بد بوده خدا نهی کرده . آنها گفتند : هر چه خدا امر کرده ، چون خوب بوده خدا امر کرده است ، پس خوبیاش تقدم دارد بر امر خدا ، و خوبی آن ، علت امر خداست ، اینها گفتند : نه ، هر چه که خدا امر کرده چون خدا امر کرده خوب است ، و امر خدا علت خوبی است . وقتی ما میگوئیم این کار خوب است ، یعنی خدا امر کرده . در نهی هم عین همین مطلب تکرار میشود .
جنگ تعقل و تعبد
اینجا بود که تعقل در یک جناح قرار گرفت و تعبد محض در یک جناح دیگر . این جریان ، فوقالعاده در دنیای اسلام اوج گرفت . از اواخر بنیامیه شروع شد و در اوایل بنیالعباس - که آزادی فکر بیشتر بود و