تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١
مقابل این حرف را میشنویم ، در قرآن مطلب این جور است ، عقل تقدیس و تعظیم و به کمک گرفته شده است ولی در منطق مسلمین مسئله تحقیر عقل و علم احیانا زیاد دیده میشود . بنده به ایشان عرض کردم که من به این نکته توجه داشتهام و در یادداشتهای قبلی خودم هم اینها را دارم ، و تذکر بجائی است ، و امروز میخواهم مقداری درباره این مطلب صحبت بکنم . واقعا هم چنین هست . در درجه اول ، در ادبیات ما تحقیر عقل زیاد دیده میشود ، هم در ادبیات عرفانی و هم در ادبیات غیر عرفانی ، و به علاوه جریانهایی در تاریخ اسلام رخ داده است که در آن جریانها مسأله عقل مطرح بوده ، یکی جریان کلامی اشعری و معتزلی است ، و دیگر جریان فقهی قیاس ابوحنیفه و مخالفت با قیاس ابوحنیفه ، و سوم مسأله عرفان و تصوف است که این سه تقریبا سه جریان اصیل است که باید بحث بشود . در اینجا واقعا ما با سه مکتب برخورد میکنیم که در کلام هر یک از آنها از یک وجهه خاصی ، نوعی مخالفت با عقل میبینیم ، ولی هر کدام یک راه بالخصوصی است و یک وجهه خاصی دارد . از این سه مکتب که بگذریم ، به طور متفرقه هم - نه به صورت مکتب - سخنانی است که در میان ما حکم مثل سائر را پیدا کرده ، و این چیزهایی که در میان مردم حکم مثل سائر را پیدا میکند اثر تربیتی فوقالعادهای دارد یعنی اثر بسیار زیادی در تکوین روحیه مردم دارد . ابتدا از این متفرقهها شروع میکنیم و بعد وارد آن سه مکتب میشویم .