تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣
این مسئله عقل مسموع و مطبوع همین است که روایت میگوید . علم مسموع
اگر به مطبوع ضمیمه نشود کافی نیست یعنی انسان آنچه را که از بیرون
میگیرد باید با آن نیروی باطنی ، با آن خمیر مایه و با آن نیروی تجزیه و
تحلیل خود بسازد تا یک چیزی از آب در آید .
سپس امام ( ع ) فرمود : « یا هشام ! ثم بین ان العقل مع العلم » . عقل
باید با علم توأم باشد ، و لذا در آن آیه قرآن فرمود : « تلک الامثال
نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون » [١] . ما این مثلهای تاریخی
را ذکر میکنیم ، اما درک نمیکنند اینها را مگر عالمان . یعنی اول باید
انسان عالم باشد ، مواد خام را فراهم کند ، و بعد عقل تجزیه و تحلیل
نماید . مثلا اگر ما عقلی قوی داشته باشیم مثل بوعلی سینا ، و قرآن هم
بگوید که " تاریخ " عبرت بسیار خوبی است ، ولی من که از تاریخ
اطلاعاتی ندارم ، عقل من چه میفهمد ؟ ! یا به ما بگویند در تمام این عالم
تکوین ، آیات الهی و نشانههای خدا هست ، عقل من هم عالیترین عقل باشد ،
ولی من که از مواد به کار رفته در این ساختمان بیاطلاعم ، با عقل خودم چه
چیزی را میفهمم و آیات الهی را چگونه کشف کنم ؟ ! باید با علم ، آنها
را کشف کنم و با عقلم درک نمایم .
[١] سوره عنکبوت ، آیه . ٤٣