تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣
میسنجند و بهترین آن را انتخاب و پیروی مینمایند . اصلا معنی آیه ، استقلال عقل و فکر است که فکر باید حکم یک غربال را برای انسان داشته باشد ، و انسان هر حرفی را که میشنود در این غربال قرار دهد ، خوب و بد را بسنجد ، ریز و درشت کند و خوبترین آنها را انتخاب و اتباع نماید . « اولئک الذین هدیهم الله ». قرآن این هدایت را با اینکه هدایت عقلی است هدایت الهی میداند . « اولئک هم اولوا الالباب ». اینها هستند به معنی واقعی صاحبان عقل . " الباب " جمع " لب " است . " لب " یعنی مغز ( نه به معنی مخ ، بلکه به معنی اعم که در مورد میوهها مثلا میگوئیم مغز بادام ، مغز گردو ) . این اصطلاح شاید از اصطلاحات مخصوص قرآن باشد ( چون در غیر قرآن ما گشتیم و ندیدیم ) و اگر هم اصطلاح مخصوص قرآن نباشد ، قرآن درباره عقل کلمه " لب " را زیاد به کار برده ، گویی انسان را تشبیه به یک گردو و یا بادام کرده که تمام یک گردو و یا بادام پوسته است و آن اساسش مغزش میباشد که در درون آن قرار دارد . تمام هیکل و اندام انسان را که در نظر بگیرید ، آن مغز انسان ، عقل و فکر انسان است . اگر بادامی مغز نداشته باشد چه میگوییم ؟ میگوییم پوچ است و پوک و هیچ و باید دورش انداخت . انسانی که عقل نداشته باشد ، جوهر و مغز انسانیت و آن ملاک و مقوم انسانیت را ندارد ، انسانی پوک و پوچ است ، یعنی یک صورت انسان است و معنی انسان در او نیست . به حسب این تعبیر ، معنی انسان همان عقل انسان است ، عقلی که در این حد باشد . عقل بودن عقل به استقلالش است . « الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه از این بهتر اساسا دیگر نمیشود تعبیری پیدا کرد در مورد دعوت به این که انسان باید عقلش بالاستقلال حاکم