تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥
که چگونه مورد استفاده او قرار میگیرد . حال ما یک گوسفند نر را در نظر میگیریم . انسانی که میخواهد از او استفاده کند باید چاقش کند تا او را بفروشد و یا خودش از گوشت او استفاده کند . اگر این گوسفند به حال طبیعی باشد ، آن تحریکات جنسی دائما او را این طرف و آن طرف میکشاند و اینجور نیست که سرش پایین باشد و علف بخورد تا چاق شود . میآید گوسفند را اخته میکند . وقتی که اخته شد ، این حیوان دیگر سرش را پایین میاندازد و فقط به علف خوردن مشغول میشود و شروع میکند با خیال راحت و بدون حواسپرتی از علفهای صحرا استفاده کردن . بعد چاق میشود و انسان از گوشت او استفاده میکند . از نظر یک انسان ، اخته کردن گوسفند ، کامل کردن او است ، ولی از نظر خود گوسفند چطور ؟ آیا از نظر خود گوسفند تکمیلش کردهاند یا نقصی در او به وجود آوردهاند ؟ از نظر گوسفند مسلم نقصی در او به وجود آوردهاند . عین همین حرف در مورد غلامها مطرح است . غلامها را که در قدیم خواجه میکردند ، از نظر خود غلام نقصی در او ایجاد میکردند ، ولی از نظر آنها که میخواستند از این بردگان استفاده کنند کمالی در او ایجاد کرده بودند ، یعنی دیگر بهتر میتوانستند از او به صورت یک ابزار در حرمسرا و غیر حرمسرا استفاده کنند . بطور کلی در تربیت روحی انسانها هم عین این مطلب هست . یک وقت مکتبی ، منظوری را در نظر میگیرد و میخواهد انسان را طوری بسازد که آن منظور تأمین شود ولو اینکه در انسان یک کاستیهایی به وجود آورد ، یک احساسات طبیعی را از انسان بگیرد و نقص روحی یا جسمی در او ایجاد کند ، ولی بالاخره انسان برای آن