تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٦
به هیچ شکل ندارند . ولی وقتی که به درجات دانی و طبیعی " خود " میرسد ، به حکم ضیق و تزاحمی که در طبیعت هست ، هر منی خود به خود برای حفظ و بقاء خویش کوشش میکند ، و طبعا دیگران را نفی مینماید که مسئله تنازع بقا و غیره پیش میآید ، " من " هر کسی در مقابل " من " های دیگر قرار میگیرد و گوئی حفظ " من " هر کس مستلزم نفی " من " های دیگر است ، یعنی آن حالت انحصار طلبی و فقط خود را دیدن و غیر را ندیدن که لازمه من طبیعی انسان است . با اینها مبارزه میشود و اینهاست که باید خرد شود ، این دیوار است که باید شکسته شود ، دیوار " من " طبیعی با " من " های دیگر . به تعبیر آقای طباطبائی انسان یک موجود استخدامگر است ، یعنی میخواهد موجودات دیگر و از جمله انسانهای دیگر را در استخدام خود بیاورد ، و به اصطلاح امروز ، انسان مستثمر است ، یعنی به هر موجودی به چشم ابزار و وسیله نگاه میکند و همه چیز را برای خود میخواهد . مولوی میگوید :
| جان گرگان و سگان از هم جداست |
| متحد جانهای شیران خداست |