تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٩
همان ادراک ذات است ، و این تنها و تنها با فلسفه ماوراء الطبیعی جور درمیآید که انسان تنها این کالبد و این بدن نیست . و مسئله انسانیت هم تنها و تنها با این فکر میتواند مفهوم و معنی داشته باشد . در آن مقالات " زن روز " مقاله مفصلی نوشتم که دنیای اروپا از یک طرف انسان را به کلی از ارزش ساقط میکند و او را جز ماشین چیزی نمیداند ، و از طرف دیگر سخن از حقوق بشر و حیثیت ذاتی بشر میراند . این خیلی حرف مضحکی است که در مقدمه اعلامیه حقوق بشر آمده است : " نظر به اینکه هر انسانی از انسانها دارای یک حیثیت ذاتی است که به موجب این حیثیت ذاتی از یک نوع شرافتی برخوردار است . . . " . این حیثیت ذاتی چیست ؟ انسانی که شما معرفی کردهاید با این اتومبیلی که من سوار میشوم فرقی ندارد جز اینکه اتومبیل پیچیدهتری است . پس حیثیت ذاتی معنی ندارد ، نه در من و نه در شما . من یک ماشین هستم و شما یک ماشین دیگر هستید . اصلا بشر با غیر بشر فرق نمیکند ، همه در حکم ماشین هستند . گاندی در کتاب " اینست مذهب من " جملات بسیار عالیئی در این باب دارد . پس این فلسفه است که گذشته از اینکه به ما میشناساند که محور و پایه اخلاق اسلامی چیست و یا لااقل یک پایه اخلاق اسلامی چیست ، به ما نشان میدهد که این اخلاق بر پایه منطقی قرار گرفته که میتواند تمام آنچه را که امروز ارزش اخلاقی میگویند - و در فلسفههای امروز زیرپای این ارزشهای اخلاقی به کلی خالی شده و خالی کردهاند - توجیه نماید .