تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨
جبن ، فقر ( تهیدستی ) و ناتوانی نفی شده است که دلایل را میگویم : و صبر ، زهد و ورع اثبات شده به دلایل دیگر . دلایلی که آنها را نفی میکند و دلایلی که اینها را اثبات میکند ، همه بر محور احساس شخصیت انسان برای خود ، و بر محور احساس عزت و کرامت است . بخل ، ننگ است ، یعنی آدمی که از ننگ ابا دارد نباید مرتکب بخل شود . ( نمیگوید انسان باید بر ضد خودخواهی عمل کند و ننگ و عار را بیشتر تحمل نماید تا نفس را بیشتر کوبیده باشد ، بلکه در جهت خلاف میگوید ) . جبن ، نقص است برای انسان ، یعنی انسان نباید این نقص و کمبود و کاستی را تحمل کند . فقر و نیازمندی ، آدم با هوش را در استدلالش گنگ میکند . یعنی اگر انسان در بیان ، خیلی قوی هم باشد ، وقتی که فقیر است و نیازمند ، در مقابل یک بینیاز که میخواهد حرف بزند زبانش بند میآید ، پس فقر به این دلیل که انسان را کوچک میکند بد است . « المقل غریب فی بلدته » . " مقل " یعنی کسی که کم دارد . آدمی که تهیدست است ( تهیدست با نیازمند فرق میکند ) در شهر خودش هم غریب است . عجز و ناتوانی برای انسان آفت است نه کمال . در مقابل ، صبر ، شجاعت انسان است ، خویشتنداری نیرو و قوت است . زهد ثروت است ، یعنی یک نوع ثروت ، زهد داشتن است که انسان به دیگران محتاج نباشد . ثروت را انسان برای چه میخواهد ؟ برای بینیازی . خود زهد ورزیدن نوعی بینیازی برای انسان ایجاد میکند . « و الورع جنة » و پارسایی سپر انسان است . این حدیث ، جزء آن احادیثی است که تحت عنوان " عزت " بیان کردیم . بعضی احادیث را تحت عنوان " نفاست " بیان کردیم .