تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧
نوعی غنا و بینیازی نقد نائل شده است . روح این جمله این است که فقر و غنا منحصر به فقر و غنای مالی نیست ، باید توجه داشت که فقر و غنای دیگری هم در کار است و انسان نباید اشتباه کند که برای رفع فقر مالی ، خود را به فقر دیگری مبتلا کند ، و باید ارزش غنای معنوی را بالاتر از ارزش غنای مالی بداند . جملهای در نهجالبلاغه ( حکمت ٤٠٦ ) هست که میفرماید : « ما احسن تواضع الاغنیاء للفقراء طلبا لما عندالله » . چقدر نیکوست تواضع و فروتنی ثروتمندان در مقابل نیازمندان به خاطر خدا . « و احسن منه تیه الفقراء علی الاغنیاء اتکالا علی الله » . و بهتر از آن ، تکبر فقراء است - یعنی بیاعتنائی آنها - در مقابل اغنیا به حکم اتکاء به حق . اینجا مسئلهای که از آن تعبیر به " تیه " شده ، مفهومی تقریبا مساوی با تفاخر و یا تکبر دارد ، ولی البته مقصود تکبر به آن معنای مذموم نیست ، منظور حفظ شخصیت است و به خاطر غنا و ثروت سر فرود نیاوردن ، بلکه گردن فرازی داشتن ، یعنی ثروت دیگری گردنش را کج و کمرش را خم نکند . میفرماید : از تواضع اغنیاء زیباتر و نیکوتر ، بیاعتنایی فقراء است نسبت به اغنیاء به حکم اتکاء و اتکال به حق . باز اینجا میخواهد یک نوع حس شرافت نفس و عزت نفس و کرامت نفس را بیدار کند و در واقع نوعی حماسه ایجاد کند . در حکمت ٢ نهجالبلاغه است که : « البخل عار ، و الجبن منقصة و الفقر یخرس الفطن عن حجته و المقل غریب فی بلدته و العجز آفة و الصبر شجاعة و الزهد ثروش و الورع جنه » . در اینجا بخل و امساک ،