تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١
دستگاه شام را دستگاه قیصری و کسرائی و سلطنتی کرده بود که تواریخ هم نوشتهاند یک کاخهای تو درتو با درهای تو درتو و فراشها بوده است که از این در باید داخل آن در شد ، از آن در داخل آن در . . . یک بارگاه بسیار عظیم ، کرسیهای زرین آنجا نهادهاند ، سفرا و امرا آنجا نشستهاند ، یک مجلس فوقالعاده با ابهتی . ولی این زن اصلا اینها را به چیزی نمیگیرد ، به یزید میگوید : تو حقیرتر و کوچکتر از این هستی که من تو را مخاطب خودم قرار بدهم ، تو ارزش اینکه من تو را مخاطب خودم قرار بدهم را نیز نداری . آیا یک زن ترسو میتواند این کار را بکند ؟ نه . در آنجا حداکثر این بود که جان زینب در خطر بود . در خطر باشد . از دادن جان که نمیترسید . عزت و شرفش در خطر نبود ، برعکس بر عزت و شرفش با این شجاعت افزوده میشد . پس این تفاوت مربوط به یک وضع خاصی است که زن دارد و تازه این تفاوت در رفتار است نه در اخلاق و شخصیت . از نظر شخصیت اخلاقی هیچ فرقی بین زن و مرد نیست ، و میدانیم که مرد هم اگر در یک شرایطی امانتدار اجتماع باشد ، آنجا که میخواهد امانت را حفظ کند ، دیگر جای بخشندگی و شجاعت نیست ، جای عمل متواضعانه نیست ، آنجا که امانتدار است جای عمل متکبرانه و محتاطانه و ممسکانه است . وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین