تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩
بگذار عفتم از بین برود . نه ، عفت یک امر شخصی نیست که به تو بگویند
از آن بگذر تا از یک " خودی " گذشته باشی . عفت یک امری است که تو
امانتدار آن هستی . گذشته از عفت ، مثل این است که فردی که امین یک
شیء گرانبهایی هست و وظیفهاش این است که آن شیء گرانبها را به مقصد
برساند ، در بین راه شجاعتش گل بکند ، بجای اینکه همه کوشش او صرف این
باشد که شیء گرانبها را به مقصد برساند ، آن را در معرض خطر قرار بدهد .
یک وقتی آقای همایون [١] مثل خوب و آموزندهای ذکر میکرد . میگفت
چهل پنجاه سال پیش ، حمالی را دیدم که طبق بزرگی از این جنسهای بارفتن
عالی که در خانوادههای سلطنتی یا اعیان و اشراف به ندرت پیدا میشود و
جزء نفایس یک مملکت است روی سرش بود و از خانهای به خانه دیگر منتقل
میکرد . در همین حال بعضی از رنود دیدند فرصت خوبی است برای اینکه او
را اذیت کنند . آمدند یک عمل اهانت آمیزی نسبت به او انجام دادند .
من دلم ریخت ، گفتم الان این آدم عصبانی میشود و برای اینکه از خودش
دفاع کند این طبق بارفتن را میاندازد و همه میشکند . ولی دیدم او تحمل
کرد چون میفهمید چه باری دارد و اینجا جای شجاعت کردن و دفاع نمودن از
خود نیست ، اینجا جایی است که باید امانت را به منزل رساند . ارزش آن
را درک کرد .
[١] [ از مؤسسین حسینیه ارشاد ] .