تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥
رفتار کنند اما نمیخواست که آنها واقعا متکبر باشند . مثال دیگر : دستور داده شده است که در میدان جنگ متکبرانه رفتار کنید ، یعنی رشید و بیاعتنا راه بروید ، درست مثل یک آدم متکبر ، که امیرالمؤمنین ظاهرا در جنگ خندق بعد از آنکه عمرو را کشت ، وقتی که از میدان به طرف مسلمین میآمد قدمها را آهسته برمیداشت و خودش را خیلی رشید گرفته بود و متکبرانه میآمد . پیغمبر اکرم فرمود : این نوع ، راه رفتنی است که خداوند جز در این موقع آن را مبغوض میدارد . این ، رفتار متکبرانه است ، ولی اسلام خود تکبر را در میدان جنگ هم مبغوض میدارد ، و در همه جا مبغوض میدارد . هیچیک از افرادی که وارد فقه الحدیث هستند ، نگفته است که خود تکبر به عنوان یک خلق و خوی و یک حالت روانی ، استثناء پذیر است ، در میدان جنگ خوب است ، در غیر میدان جنگ بد است ، در کجا خوب است ، در کجا بد . پس " تکبر " در این موارد یعنی رفتار متکبرانه . اینجا هم در مورد زن - به قرینه اینکه میگوید : " لم تمکن من نفسها " - نمیگوید زن خوب است متکبر باشد مطلقا ، حتی با زنان دیگر . نه ، زن با زنان دیگر نباید متکبر باشد . با محارم خودش چطور ؟ با شوهرش ، با پدرش ، با برادرش ، با عمویش ، با داییاش . بدیهی است که با اینها نیز نباید متکبر باشد . انسان هم که دو جور خلق نمیتواند داشته باشد . آدم یا متکبر است یا متکبر نیست . این حدیث میگوید زن در مقابل مرد نامحرم رفتارش متکبرانه باشد . البته " زهو " که اینجا آمده با کلمه " تکبر " کمی فرق دارد ، یعنی رفتارش بزرگ منشانه باشد ،