تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
عنوان یک حالت روانی ، و گاهی به کار میرود در جایی که اثر این کار
بروز میکند اعم از اینکه خودش وجود داشته باشد یا وجود نداشته باشد .
میگوییم فلانی با فلان کس مهربانی کرد ، یعنی کاری که از نوع کار
مهربانانه است انجام داد اعم از اینکه آن حقیقت مهربانی در آن وجود
دارد یا وجود ندارد ؟ یا مثلا در مورد خداوند همین لغات انسانی به کار
برده میشود و حال آنکه این لغات به مفهوم انسانیش در مورد خداوند صادق
نیست ولی به مفهوم اثرش صادق است . مثل اینکه میگوییم : « الله یستهزء
بهم »[١] خدا آنها را استهزاء میکند . یا میگوییم خدا از چنین چیزی
حیا میکند . " حیا " لغتی است که برای انسان وضع شده و حالت انسان را
بیان میکند . در انسان " حیا " یک حالت آزرم ، شرم ، انفعال ، خجلت
و تأثر است ، یک حالت روانی است . بدون شک حیای به معنای شرم پیدا
کردن ، آن حالت روانییی که در انسان پدید میآید ، و بالاخره تأثر و
انفعال در مورد خداوند درست نیست ، ولی گاهی رفتاری که خدا با انسان
میکند نظیر حالتی است که از روی حیا و شرم صادر شده باشد ، میگویند خدا
حیا میکند . سعدی در اول گلستان میگوید : بندهای بار اول بخواند دعا
مستجاب نشود ، بار دوم و بار سوم ، بعد خطاب رسد : یا ملائکتی جواب
بنده مرا بدهید که فقد استحییت من عبدی [ از بندهام حیا کردم و شرمنده
شدم ] . همچنین استهزاء از نظر انسان یک حالت روانی است که یک
بروزاتی دارد ، ولی وقتی خدا یک کاری با یک بشری میکند که در عمل ، او
را مانند کسی قرار میدهد که
[١] سوره بقره ، آیه . ١٥