تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١
حلال گوشت است ، یا حرام گوشت ؟ میگوئیم حرام گوشت . عنوان اولی گوسفند حلال گوشتی است ، و عنوان اولی خوک حرام گوشتی . ولی همین حلال گوشت به یک عنوان ثانوی میشود حرام . فرض کنید مال غیر باشد ، به اعتبار اینکه مملوک غیر است خوردن گوشتش حرام میشود ، چون دزدی است . پس این گوسفند از جنبه حلال گوشتی حلال است ولی از جنبه اینکه مال غیر است خوردن گوشتش حرام است . و گوشت خوک که حرام است ، در جای دیگر حلال میشود . مثلا موقعی که شخص در یک مخمصهای گرفتار باشد که حیاتش بستگی به آن داشته باشد نه تنها حلال میشود بلکه خوردن آن واجب هم میشود ، یعنی اگر نخورد و تلف شود کار حرامی مرتکب شده است . و امثال اینها که از این مثالها زیاد داریم . گاهی میخواهیم روی فعل حساب کنیم و گاهی روی خصلت . اگر بخواهیم روی خصلت حساب کنیم ، در مبنای هگل یا در مبنای سارتر و اشخاصی که میگویند معیاری برای اخلاق جز پسند و انتخاب انسان وجود ندارد ، اخلاق و خوی امری نسبی میشود ، ولی از این مسلکها که بگذریم ، اخلاق به عنوان یک خصلت و خوی را میتوان امر ثابتی شمرد ، اما فعل اخلاقی را نه .
مثال به عفاف و عفت
آنهایی که معتقدند اخلاق نسبی است میگویند مثلا یک روزی عفاف در یک جامعههایی خوب بود - برحسب احتیاج و وضع آن جامعهها - زیرا زندگی ، زندگی کشاورزی بود و زندگی کشاورزی اینطور اقتضاء میکرد که وضع خانواده به شکل مستقل و