تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥
عنوان یک کار بد انتخاب نمیکند بلکه هر کاری را به عنوان یک کار خوب انتخاب میکند . و اضافه میکند که انسان هر کاری را که برای خود انتخاب میکند در واقع به آن کار ارزش داده ، و بنا بر این برای دیگران هم همان کار را انتخاب کرده است . این همان حرفی است که ما هم میگوئیم که انسان با عمل خود کاری را ترویج کرده ، اگر کار خوب بکند کار خوبی را ترویج کرده ، و اگر کار بد بکند کار بدی را ترویج کرده . آن کاری که انسان انتخاب میکند ، در عین اینکه جزئی است ، انسان به آن کار کلیت میدهد . مثلا شما مسلکی را برای پیروی انتخاب میکنید . این کار شما یک جزئی است ، یعنی کار شخصی و فردی است که به شما و این زمان و این مکان مربوط است ، ولی در واقع کلیتی هم در اینجا هست ، شما به این کار کلیت میدهد : وقتی یک کار را انتخاب میکنید معنایش این است که این کار به طور کلی برای همه مردم خوب است . به قول او معیار اخلاقی بودن یک فعل ، اخلاق فرد ( فاعل ) است . پس اخلاق یک امر نسبی میشود به جهت اینکه از انتخاب فرد سرچشمه میگیرد . ( حالا این حرف از ریشه حرف غلطی است کاری ندارم ) . معیار اخلاقی بودن در این نظریه ، انتخاب فرد است . بدیهی است من یک چیز انتخاب میکنم و شما چیز دیگری انتخاب میکنید . پس ، از نظر من که این فعل را انتخاب کردهام فعل اخلاقی این است و از نظر شما که فعل دیگری را انتخاب کردهاید فعل اخلاقی چیز دیگری است . در زمان دیگر نیز فرق میکند. ولی اگر از این نظر بگذریم و سایر نظریاتی را که قبلا نقل کردیم در نظر بگیریم ، میتوانیم بگوئیم که اخلاق نسبی نیست .