تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١
حرف را نمیزنند بلکه درباب اخلاق این سخن را میگویند . اخلاق با حقیقت
این فرق را دارد که حقیقت مربوط است به آنچه که هست و اخلاق مربوط است
به آنچه که باید باشد . گفتهاند : درباره آنچه که باید باشد ، یا به
عبارت دیگر درباره خیر اخلاقی و شر اخلاقی هیچ معیاری جز پسند انسان در
کار نیست . و اضافه کردهاند که مراد ما از اخلاق خوب اخلاق پسندیده است
[١] . میگویند معیار این است که چه اخلاقی محمود یعنی مورد پسند است .
هر خلقی که مورد پسند بود آن خلق خوب است . ولی پسند متغیر است و در
طول زمان پسندها تغییر میکنند . وقتی پسند تغییر کرد ، خود اخلاق حمیده
طبعا تغییر میکند . فلان خلق یک زمانی محمود و مورد پسند عموم بود ، پس
خوب بود ، بعد در زمان دیگر همان خلق نامحمود شد و خلق دیگری که ضد آن
بود محمود شد . این نوسانات و تغییرات که یک خلق در یک زمان مورد
پسند است و در زمان دیگر مورد پسند نیست ، براساس تکامل است و منشأ
اینها روح زمان و به عبارت دیگر روح اجتماع است .
روح زمان
هگل یک حرفی دارد که به نام روح زمان نقل میشود . او معتقد است که تکامل ، ناموس این جهان است . روح زمان همیشه جامعه را به پیش میبرد ، این روح که به منزله روح اجتماع است ، برای اینکه جامعه را به جلو ببرد ، روی فکرها و پسندها اثر میگذارد ، یعنی روح زمان آن خلق و خوئی را به اصطلاح الهام میکند و مورد پسند قرار[١] در عربی هم اخلاق حمیده یا محموده که ترجمه پسندیده است گفته میشود.