تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥
اگر خدایی نباشد . این معنی ندارد که فعل فقط در دنیا خوب و زیبا باشد ، و اساسا فعل زیبا یعنی فعل خدایی ، فعلی که گوئی پرتوی از نور خدا در آن هست . وجدان اخلاقی که کانت میگوید نیز تا انسان اعتقاد به خدا نداشته باشد برای انسان معنی پیدا نمیکند . همه اینها به آدم میگوید حق این است ، حقیقت این است . خوب اگر غیر از ماده چیز دیگری نباشد ، اصلا حق و حقیقت معنی ندارد . همچنین اگر اعتقاد به معاد باشد نظریه هوشیاری خوب کار میکند . انسان به قول او منفعتجو آفریده شده و جز منفعت خود را نمیخواهد ، حساب میکند که در آخر کار سود در کدام طرف است . اگر اعتقاد به عدل نهائی باشد ، این حس ضامن اجرای خوبی است ، ولی وقتی این اعتقاد نباشد و هر چه هست در همین دنیا باشد ، انسان تحت شرایطی معتقد میشود که نفعم در این است که نفع دیگران را ضمیمه خود کنم . پس این نظریه هم آن نتیجه نهایی را آنوقت میدهد که اعتقاد به خدا و عدل الهی در کار باشد .
تعریف فعل اخلاقی
بنابراین تمام این نظریات در واقع پا در هواست مگر آنکه بر مبنای اعتقاد مذهبی و اعتقاد به خدا قرار گیرد . اگر بر مبنای اعتقاد به خدا قرار گیرد همه اینها را میتوان قبول کرد و همه را میتوان گفت درست است ، و ضرورتی هم ندارد که ما فعل اخلاقی را محدود به یکی از اینها بدانیم ، میگوئیم فعل اخلاقی آن فعلی است که هدف از آن ، منافع مادی و فردی نباشد ، خواه انسان آن را به خاطر احساسات نوع دوستی انجام دهد ، خواه به خاطر زیبایی فعل ، خواه به خاطر