تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
که در راه منافع فرد کار میکند ، یعنی هوش فردی تشخیص میدهد که منفعت فرد در منفعت اجتماع است . بسیاری این طور فکر میکنند و از آن جمله است راسل در کتابی تحت عنوان " جهانی که من میشناسم " . ایراد بزرگی که به این حرف گرفته شده این است که همیشه انسان چنین صغرا و کبرایی تشکیل نمیدهد ، در مواردی چنین عمل میکند که از دیگران ضعیفتر باشد یا نیرویش مساوی با نیروی دیگران باشد ، اما اگر انسان در شرایطی قرار گیرد که نیرویش از نیروی دیگران بیشتر باشد و در نتیجه از عدم عکسالعمل مؤثر دیگران مطمئن باشد ، چون مقیاس نفع رساندنش به دیگران اینست که منفعت خودش بهتر تأمین شود ، وقتی میبیند که اگر حق دیگران را برباید ، دیگران را استثمار کند و به حدود دیگران تجاوز کند منافعش بهتر تأمین میشود ، مسلم این راه را انتخاب میکند . بنابراین ، این راه نمیتواند راه صحیح و مطمئنی باشد . یعنی ممکن است کسی چنین عقیده داشته باشد که اساسا اخلاق برای بشر غلط است ، ولی اگر مثل راسل مدعی شد که پایهای هم برای اخلاق به وجود آورده که براساس آن میخواهد مردم را تربیت کند بدون اینکه واقعا اخلاق اجتماعی پیدا کنند ، این راه ، راه صحیحی نیست .
روش تربیت در مکاتب مختلف
حال با توجه به مکاتب مذکور ، اگر ما بخواهیم افراد و اجتماع را تربیت صحیح اخلاقی بکنیم ، بنابر بعضی مکاتب ، باید کوشش کنیم که احساسات نوع دوستانه تقویت شود . این مکاتب قهرا