تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
تفریط است . مثلا همین قوه خشم که مثال زدیم ، بدیهی است که لغو در انسان آفریده نشده . اگر این قوه در انسان نبود انسان هرگز از خود دفاع نمیکرد ، و اگر دفاع نمیکرد ، در مقابل طبیعت و حیوانات ، و در مقابل انسانها محکوم به فنا بود . لازم بوده برای انسان که این قوه به او داده شود . و حتی مدعی هستند که انسان که زیر آب میرود ، با یکی از قوای شهوانی و میلهای مثبت به زیر آب میرود و با قوه غضب بیرون میآید . زیر آب میرود برای اشتهایی که دارد که از آب لذت ببرد . ولی مدتی که ماند ، نفسش بند میآید . اینجا جایی است که دفاع لازم است و قوه خشم فرمان میدهد که بیا بیرون . اگر این قوه نبود آدم که زیر آب میرفت و مورد تهاجم آب قرار میگرفت نمیتوانست از خود دفاع کند ، یعنی انگیزهای در او نبود که از خودش دفاع کند . سایر دفاعها هم همینطور است . قوه خشم در حدی که انسان از خود دفاع کند ، حد وسط آن است ، کمتر از آن باشد که انسان به صورت آدم ضعیف توسری خوری در آید ، حد نقص و تفریط آن است ، و بیشتر از آن باشد که انسان به صورت فرد مهاجمی در آید که میخواهد توی سر دیگران بزند ، حد افراط آن است . این قوه نه برای این است که انسان توی سر دیگران بزند ، و نه برای اینست که معطل بماند و از خود دفاع نکند . یا غریزه جنسی هدفی دارد که طبق تحقیقاتی که به عمل آمده تنها بقاء نسل نیست . در حیوانات اینطور است ، ولی در انسان ، زوجی که با یکدیگر زندگی میکنند ، به تعبیر قرآن باید ودادی بین آنها باشد ، مودت و رحمتی باشد ، در حدی که به اصطلاح اساس یک خانواده به آن پایدار بماند و خانواده منشأ تولید نسل بشود و فرزندان در آن کانون بزرگ شوند . این یکی از غایات