تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
عامل دیگر که طبیعت اوست و میخواهد برخلاف عمل کند . گاهی انسان از آن ارادهای که تصمیم را گرفته پیروی میکند و گاهی برعکس . وقتی که اراده اخلاقیاش پیروز میشود احساس رضایت میکند و حتی احساس پیروزی میکند ، درست مثل یک پهلوان پیروز . برعکس وقتی طبیعت او غالب میشود ، از خودش بدش میآید و احساس شکست میکند ، در حالی که انسان از خودش شکست خورده نه از دیگری . مثل اینکه انسان فرزند داشته باشد و با فرزندش کشتی بگیرد و بگوید هر کدام پیروز شدیم فرق نمیکند . بدیهی است چه طبیعت من بر من غالب شود و چه من بر طبیعتم ، در هر دو حال خودم پیروز شدهام . ولی چرا در عین حال انسان وقتی آن اراده اخلاقیاش غالب میشود احساس میکند " خود " ش پیروز شده و گویی بر بیگانهای پیروزی یافته ، اما وقتی طبیعتش غالب میشود احساس میکند که آن " خود " شکست خورده . معلوم میشود که آن " خود " انسان بیشتر " خود " است تا این " خود " که " ناخود " است . اینجا در واقع پیروزی خود بر ناخود است . یعنی آنچه که به طبیعت انسان بستگی دارد ، با اینکه " خود " است اصیل نیست . حال اساسا این رضایت در وقت پیروزی و ملامت در وقت شکست چیست ؟ معلوم میشود در عمق وجدان انسان چیزی هست که وقتی انسان بر طبیعت غالب میشود خوشحال میگردد و وقتی شکست میخورد انسان را ملامت میکند . پس قوه ملامتگری در درون انسان هست . به هر حال این هم یک نظریه و یک فرضیه است متعلق به کانت .