تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
اینست که نفعی به خودش نرسد میشود قبول داشت ، اما اگر مقصودش اینست که از نفع رساندن به غیر هم عاری باشد یعنی مشروط به نفع رساندن به غیر هم نباشد و انسان انجام تکلیف کند بدون آنکه از آن لذت ببرد ، چنین چیزی محال است . پس در واقع این توضیحی بود در اطراف آن نظریهای که میگوید " معیار اخلاق ، ایصال نفع به غیر است " و دیگری منکر میشود که چنین عملی محال است ، و همچنین در اطراف نظریهای که میگوید " فعل انسان میتواند مطلق باشد " که ما میگوئیم به یک معنا میتواند مطلق باشد و به یک معنا نمیتواند ، به این معنا میتواند که از قید نفع خواهی برای خود آزاد باشد ، و به این معنا نمیتواند که از قید نفع خواهی برای دیگری آزاد باشد و انسان از آن لذت نبرد . همین جا ما آن مسئله وجدان انسانی را هم میتوانیم درک کنیم و معنایش را بفهمیم . بعضی قائل به وجدان فطری اخلاقی برای انسان هستند و بعضی دیگر قائل به چنین وجدانی نیستند و میگویند انسان آفریده شده برای اینکه نفع خود را بخواهد . وجدان اخلاقی به معنای مورد نظر کانت درست نیست ، ولی به این معنا که ذکر شد هیچ محال نیست و بهترین دلیلش وقوع کارهای اخلاقی است که منظور از آنها نفع رساندن به غیر است ، و افراد از کار خود لذت هم میبرند و از هدف خود شادند .