تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
است انسان کاری را انجام دهد که نفعش به خودش نرسد و فقط قصد ایصال نفع به غیر را داشته باشد . ممکن است جواب داده شود که من وقتی کاری را انجام میدهم یا از آن کار لذت میبرم یا نمیبرم ، و از اینکه آن کار انجام نشود یا رنج میبرم یا نمیبرم . اگر از انجام آن لذت نبرم و از انجام ندادن آن نیز رنج نبرم محال است به طرف آن بروم . اگر علی بن ابیطالب هم در نهایت خلوص ایصال نفع به غیر میکرد آیا در عمق وجدانش از این کار لذت میبرد یا نه ؟ اگر لذت نمیبرد و از نکردنش هم رنج نمیبرد محال بود چنین کاری را انجام دهد . مغالطهاش همین جاست . لذت و رنج منحصر به این نیست که نفعی به انسان برسد یا ضرری از او دور شود . انسان موجودی است که از نفع رساندن به غیر هم لذت میبرد ، و میتواند به مقامی برسد که از نفع رساندن به غیر بیش از آن لذت ببرد که از نفع رساندن به خود ، و از دفع ضرر از دیگران بیش از آن لذت ببرد که از دفع ضرر از خود . پس این دو را از هم جدا کنیم . مادیون اغلب میگویند که انسان هر کاری که میکند ، برای نفع رساندن به خود است . خیر ، ممکن است انسان به جایی برسد که برای نفع رساندن به دیگران کار کند . اما اگر بگوئید که انسان از هر کاری بالاخره لذتی میبرد ، میگوئیم درست است ولی لذت بردن انسان از یک کار منحصر به این نیست که ناشی از نفع رساندن به خود باشد . این عین کمال انسان است که از نفع رساندن به غیر ، خوش باشد و لذت ببرد . و آن چیزی هم که کانت میگوید که فعل انسان باید غیر مشروط باشد تا اخلاقی باشد ، اگر مقصودش از غیر مشروط بودن