فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠٥ - نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی ایران
است كه نظاميان در سطح بالائى از بينش و فرهنگ سياسى مىتوانند چنين نقش حساس و خطيرى را بر عهده بگيرند.
گرچه كشورهاى بلوك شرق از راه ديگرى به اين نتايج دست يافتهاند و در اين كشورها نهادهاى كشورى و لشكرى تحت رهبرى عمومى احزاب كمونيست حاكم همه يكپارچه بصورت ابزار قدرت سياسى دولت در آمدهاند ولى بدون نوعى انديشه و آگاهى - و لو مبتنى بر ايدئولوژى ماركسيسم - امكان كنترل و هدايت نيروى عظيم نظامى در درازمدت وجود نخواهد داشت و عملاً هم مىبينيم كه شرق و غرب در اين زمينه يكسان عمل مىكنند. غرب با تزريق دموكراسى و شرق با تحميل ايدئولوژى ماركسيسم نيروى دهشتناك نظامى را مهار كردهاند.
ارتش مكتبى و متعهد
بىشك بايد بين سلاحهاى نظامى و نيروهاى انسانى مسلح (نظاميان) فرق گذاشت. سلاح را همواره مىتوان بصورت ابزار مورد استفاده قرار داد ولى به نيروهاى انسانى در خدمت سازمانهاى نظامى نمىتوان به ديده ابزار نگريست. زيرا اراده و اختيار را براى هميشه نمىتوان از انسان گرفت و هر زمان ممكن است انسانهاى به ابزار تبديل شده، اراده و اختيار خود را بازيابند و از نيروى عظيم و هولناك سلاحهاى مخرب در جهت خلاف نقشه كليشه شده استفاده نمايند.
اين خطر در برابر سياستهاى ملى و مردمى و مبتنى بر معيارهاى صحيح نيز وجود دارد و پيشگيرى آن از ضرورت بيشترى برخوردار است. از اينرو نيروهاى مسلح را در چارچوب قانون اساسى در پشت سيستمهاى رهبرى فرونشاندن پيش درمان اين وحشت و خطر نخواهد بود بلكه در كنار عامل كنترل قانون بايد از سيستم هدايت نيز استفاده كرد و اين هدايت قبل از آنكه از رهبرى قانونى و فرماندهى رسمى نشأت بگيرد بايد از درون نيروهاى نظامى و از اعتقاد و تعهد آنها ناشى شود.
نيروهاى مسلح در جمهورى اسلامى ايران
با تحليلى كه در زمينه رابطه نيروهاى مسلح و سياست ارائه شد اينك مفهوم