منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٢٦ - الترجمة
ثمّ أبى إلّا إقامة على الكفر و التمادى فيه فتابع اللّه تعالى بالايات و أخذه و قومه بالسنين إلى أن أهلكهم.
و خرج موسى ٧ راجعا إلى قومه و العصا على حالها حيّة تتبعه و تبصبص حوله و تلوذ به كما يلوذ الكلب الألوف بصاحبه و الناس ينظرون إليها ينخزلون و يتضاغطون حتّى وصل موسى ٧ عسكر بنى اسرائيل و أخذ برأسها فاذا هى عصاه كما كانت أوّل مرّة، و شتّت اللّه على فرعون أمره و لم يجد على موسى سبيلا، فاعتزل موسى في مدينته و لحق بقومه و عسكروا مجتمعين الى أن صاروا ظاهرين كافرين و الحمد للّه ربّ العالمين.
الترجمة
فصل سيّم از اين خطبه در توبيخ مخاطبين است ببغى و فساد مىفرمايد:
آگاه باشيد كه بغايت مبالغه مشغول شديد و ستم و فساد كرديد در زمين از جهت آشكارا مقابل شدن خدا بعداوت و مبارزت نمودن مؤمنان بمحاربه، پس بترسيد از خدا در گردن كشى از حميّت و نازش جاهليّت، پس بدرستى كه كبر توليد كننده عداوت و دشمنيست، و مواضع نفس زدن شيطان ملعون است كه فريب داد بان امّتهاى گذشته و قرنهاى سابقه را تا اين كه سرعت كردند آن امّتها در تاريكيهاى جهالت او، و مواضع افتادن ضلالت او، در حالتى كه رام بودند از راندن آن ملعون، و روان بودند در كشيدن آن بسوى امرى كه متشابه شد قلبها در آن، و متابع شد قرنها بر آن و بسوى كبرى كه تنگ شد سينها بسبب آن.
آگاه باشيد پس البته حذر نمائيد از اطاعت آقايان خود و بزرگان خود كه تكبّر نمودند از جهت حسب خودشان، و اظهار رفعت نمودند بالاى نسب خود، و انداختند كار زشت و قبيح را بر پروردگار خود، و انكار خدا نمودند بر احسانى كه بايشان كرده بود بجهت انكار كردن بر قضاى او، و غلبگى جستن مر نعمتهاى او را.
پس بدرستى كه آن رؤساء قاعدهاى بناى عصبيّت است و ستونهاى ركنهاى