منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٥٠ - الترجمة
٧ تا آخرين از اين عالم با سنگهائى كه نه ضرر دارد و نه منفعت، و نمىبينند و نمىشنود پس گردانيد آنها را بيت الحرام خود چنان بيتى كه گردانيده آنرا از براى خلق بر پا دارنده أحوال ايشان در دنيا و آخرت پس نهاد آن خانه را به دشوارترين بقعهاى زمين از جهت سنگ، و كمترين شهرهاى زمين از جهت كلوخ و تنگترين ميانهاى واديها از حيثيّت قطر در ميان كوههاى درشت و ريگهاى نرم و چشمهاى كم آب و دههاى بريده كه ميان آنها باير است و خراب كه فربه نمىشود در آنها شتر و اسب و گوسفند و گاو و أمثال آنها.
بعد از آن امر كرد خداوند عالم جناب آدم و فرزندان او را كه بر گردانند اطراف و جوانب خود را بسوى آن، پس گرديد بيت الحرام محل باز گشت از براى قصد منفعت سفرهاى ايشان، و نهايت از براى انداختن بار هاى ايشان.
مىافتد بسوى آن يعنى مايل مىشود بان باطن قلبها از بيابانهاى بى آب و علف دور دراز، و از درّهاى واقعه در ميان كوهها كه گروند و از جزيرههاى درياها كه بريدهاند از ساير قطعات زمين بجهت احاطه آب تا آنكه حركت مىدهند دوشهاى خودشان را در حالت ذلت، تهليل و تكبير مىگويند از براى خداوند در آن، و مىدوند بر قدمهاى خودشان در حالتى كه ژوليده مو غبار آلوده باشند براى معبود بحق در حالتى كه انداختهاند پيراهنها را پس پشتهاى خود هنگام احرام، و زشت سازندهاند بجهت زياد كردن مويها نيكوهاى خلقت خود را در موسم حج امتحان فرمود خداوند ايشان را با اين كارها امتحان بزرگ و امتحان با شدّت و امتحان آشكار و امتحان كامل گردانيد خداوند حجّ آن خانه را و ابتلاء اين بليّات را سبب رحمت خود، و مايه اتّصال بسوى جنّت خود.
و اگر اراده مىنمود حق تعالى اين كه بگذارد بيت الحرام خود و مواضع مناسك حج خود را در ميان باغهاى خوش، و نهرهاى دلكش، و زمين نرم و هموار متصفه با كثرت درختها، و با نزديكى ميوهها و با تويهم بودن بناها، و با اتصال