منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٢٨ - الفصل الرابع
پس اعتبار مكنيد خوشنودى و غضب خدا را بكثرت مال و فرزند و فقدان از جهت نادانى شما بمواقع امتحان در جاهاى توانگرى و درويشى، پس بتحقيق فرموده است خداى عزّ و جلّ در قرآن مجيد «آيا گمان ميكنند ايشان كه آن چيزى كه مدد مىدهيم و زياده مىگردانيم ايشان را بان از مال و اولاد تعجيل مىكنيم از براى ايشان در خيرات آن جهان بلكه نمىدانند كه اين از بابت استدراج و مهلت است نه از جهت سود و منفعت».
پس بدرستى كه حق تعالى امتحان مىفرمايد بندگان خود را كه متكبّرانند در نزد خودشان بدوستان مقرّبان خود كه ضعيف شمرده مىشود در ديدهاى آن متكبّران، و بتحقيق كه داخل شد موسى بن عمران ٧ در حالتى كه با او بود برادر او هارون ٧ بر فرعون ملعون و بر ايشان بود خرقهاى پشمين، و بر دست ايشان بود عصاى چوبين، پس شرط كردند از براى فرعون اگر مسلمان شود باقى بودن پادشاهى او را، و هميشگى عزّت و سلطنت او را، پس گفت فرعون بقوم خود از روى حقارت: آيا تعجّب نمىكنيد از اين دو شخص كه شرط ميكنند از براى من دوام رفعت و بقاء ملك و مملكت را و حال آنكه ايشان بان حالى است كه مىبينيد از حالت فقر و ذلت، پس چرا انداخته نشد بر ايشان دست برنجها از طلا، اين گفتار فرعون از جهت بزرگ شمردن طلا و جمع كردن آن بود، و بجهت حقير شمردن پشم و پوشيدن آن كه موسى و هارون پوشيده بودند.
الفصل الرابع
و هو مرويّ في الكافي باختلاف تطلع عليه انشاء اللّه تعالى.
و لو أراد اللّه سبحانه بأنبيائه حيث بعثهم أن يفتح لهم كنوز الذّهبان، و معادن العقيان، و مغارس الجنان، و أن يحشر معهم طير