منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٤٠٨
الترجمة
پس عبرت برداريد بحالت فرزندان جناب اسماعيل و پسران جناب إسحاق و فرزندان جناب يعقوب : پس چه قدر سخت است معتدل شدن حالت شما با حالات ايشان، و چه نزديكست مشابهت صفات شما بصفتهاى ايشان، تدبّر نمائيد كار ايشان را در حال پراكندگى ايشان و متفرّق بودن ايشان در شبهائى كه بودند پادشاهان فارس و روم پادشاه ايشان، در حالتي كه دور مىكردند ايشان را از كشت زار آفاق و از درياى عراق كه شطّ و فراتست، و از سبزى دنيا يعنى بلاد معموره بسوى مواضع روئيدن درمنه[١] و مكانهاى وزيدن باد و تنگى معاش.
پس گذاشتند پادشاهان ايشان را در حالتى كه فقرا و مساكين بودند برادران شتران مجروح صاحب كرك در حالتى كه ذليلترين امّتها بودند از حيثيت خانه، و قحطترين ايشان بودند از حيثيّت منزل و مقرّ، نمىتوانستند خودشان را بچسبانند و پناه برند بسوى جناح دعوتى كه طلب حفظ كنند با آن، و نه بسوى سايه الفتى كه اعتماد نمايند بر عزّت آن.
پس احوال ايشان پريشان بود و دستهاى ايشان مختلف، و جمعيت و كثرت ايشان متفرّق، در شدّت بلا و جهالت عام از دختران زنده در گور شده، و بتهاى عبادت كرده شده، و رحمهاى بريده شده، و غارتهاى ريخته شده از هر طرف.
پس نظر كنيد بمواقع نعمتهاى خداوند بر ايشان وقتى كه مبعوث فرمود بسوى ايشان پيغمبرى را يعنى محمّد مصطفى ٦، پس منعقد ساخت با ملّت خود اطاعت ايشان را، و جمع فرمود با دعوت خود الفت ايشان را چگونه منتشر ساخت و فراخ گردانيد نعمتى كه بر ايشان بود بال كرامت خود را، و جارى ساخت بر ايشان نهرهاى ناز و نعمتهاى خود، و پيچيده شد ملّت بايشان يعنى جمع نمود دين اسلام ايشان را در منافع بركت خود.
[١] با تركى پوشان. م