منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٥١ - الفصل الخامس
دهها ميان گندم مايل بسرخى، و مرغزار سبز و خرّم، و كشتزارهاى مشتمله بر بساتين، و عرصههاى موصوفه بزيادتى آب، و زراعتهاى تر و تازه، و راههاى آباد و معموره هر آينه مىشد، پروردگار كوچك و حقير ميكرد مقدار جزا را بر حسب ضعف و سستى بلا.
و اگر بودى بنائى كه نهاده شده بود بر او بناى حرم و سنگهائى كه بلند شده با آن خانه خدا ميان زمرّد سبز و ياقوت سرخ و سنگهاى درخشنده و نور بخشنده هر آينه سبك مىنمود اين وضع بنا شتابيدن شك را در سينها و هر آينه فرو نهادى مجاهده شيطان لعين را از قلبها، و هر آينه نابود كردى اضطراب شك را از مردمان و ليكن خداى تعالى امتحان مىفرمايد بندگان خود را با أنواع سختيها، و بندگى مىخواهد از ايشان با گوناگون مجاهدها، و مبتلا مىسازد ايشان را بأقسام مكروهات از جهت بيرون كردن تكبّر از قلبهاى ايشان، و ساكن نمودن تذلل در نفسهاى ايشان، و تا بگرداند اين را درهاى گشاده شده بسوى فضل و انعام خود، و واسطهاى رام شده براى عفو و مغفرت خود.
الفصل الخامس
فاللّه اللّه في عاجل البغي، و آجل وخامة الظّلم، و سوء عاقبة الكبر، فإنّها مصيدة إبليس العظمى، و مكيدته الكبرى، الّتي تساور قلوب الرّجال مساورة السّموم القاتلة، فما تكدي أبدا، و لا تشوى أحدا لا عالما لعلمه، و لا مقلّا في طمره، و عن ذلك ما حرس اللّه عباده