راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٤٣ - اصول فضايل اخلاقى
مانند دفاع از جان و مال و حيثيت و مانند آن و يا از قبيل افعالى است كه به تصور و تصديق فكرى مربوط است، مانند تشكيل قياس و اقامه دليل براى مطالب گوناگون. قسم اول از قوّه شهويّه و قسم دوم از قوّه غضبيّه و قسم سوم از قوه فكريه سرچشمه مىگيرد و چون ذات انسان از تركيب و اّتحاد اين قواى سهگانه حاصل شده وبر اثر اين تركيب مىتواند مبدأ افعال خاصى شود ودر سايه آن به سعادتى كه اين تركيب به خاطر آن قرار داده شده نايل گردد لذا همواره بايد مواظب باشد هيچ يك از اين سه قوه از مسير اعتدال خارج نشود زيرا اگر افراط و تفريطى در يكى از اينها رخ دهد سعادت حاصل نمىشود.
در علم اخلاق حد اعتدال هر يك از قواى سه گانه را روشن كردند به اين ترتيب كه حد اعتدال قوه شهويه عفت و حد افراط و تفريط آن حرص و تنبلى است حد اعتدال قوه غضبيه شجاعت و افراط و تفريط آن تهور و ترس است حد اعتدال قوه فكريه حكمت و افراط و تفريط آن جربزه و كودن بودن است از مجموع اين ملكات معتدله در نفس ملكه چهارمى به وجود مىآيد كه عدالت ناميده مىشود.
مرحوم علامه طباطبايى مىفرمايد: مجموعه اين چهار اصل (عفت، شجاعت، حكمت، عدالت) اصول اخلاق فاضله را تشكيل مىدهد كه دانشمندان ذكر كردند و لكن سه مكتب و مسلك در اينجا وجود دارد:
١. مكتبى كه مىگويد: انسان بايد حد اعتدال اين قوا و نيروهاى سه گانه را بشناسد و رعايت كند تا بتواند صفات فاضله را كسب كرده و از رذايل بپرهيزد و بدين وسيله سعادت علمى خود را تكميل نموده و اعمالى از او سر زند كه موجب ستايش اجتماع و محبوبيت جامعه گردد.
٢. مكتب پيامبران الهى: اين مكتب نيز از جهاتى شبيه مكتب اول است ولى