راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٣٩ - تربيت به معناى تزكيه نفس و اخلاق
دادند و اين امر دلالت مىكند كه تربيت و اخلاق در نظر آنان به يك معنا بوده و در يك بخش مورد بررسى قرار گرفته است. به نظر فارابى سعادت آخرين هدفى است كه انسان براى وصول به آن مىكوشد. سعادت جز با ممارست كارهاى نيك به دست نمىآيد. ابن سينا معتقد است كه پدر و مادر بايد براى فرزندان خود نام نيكو انتخاب كنند و آنگاه كه كودك براى هرگونه تربيتى آمادگى و قابليت دارد به تربيت او بپردازند و سختى و نرمى و تشويق و ترهيب را به هم آميزند. براى طفل، معلمى را در نظر بگيرند كه ديندارو خردمند و داراى اخلاق پسنديده باشد.[١]
تربيت از نظر غزالى براى اين است كه:
الف: كودك سعادت دين و دنيا را حاصل كند.
ب: خوشنودى خداوند را به دست آورد.
ج: نفس امّاره را مطيع و اخلاق خود را مهذّب نمايد.
همان گونه كه بدن انسان با غذا رشد و كمال مىيابد، نفس انسان نيز در ابتدا ناقص و پذيراى كمال است. كمال نفس، به تربيت و تهذيب اخلاق و تغذيه آن به علم است.[٢]
[١] - تاريخ فلسفه در جهان اسلام، ج ٢، ص ٤٣٢
[٢] - تاريخ فرهنگ ايران، ص ١٥٥