راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ١٦١ - اولين روش تفكر و انديشيدن
حساب نمىآييد «و كذب الذين من قبلهم و ما بلغوا معشار ما آتيناهم فكذبوا رسلى فكيف كان نكير»[١]
حضرت على ٧ در موعظه به فرزندش امام مجتبى ٧ مىفرمايد: پسرم درست است كه من به اندازه همه كسانى كه قبل از من مىزيستهاند عمر نكردهام اما در كردار آنها نظر افكندم و در اخبارشان تفكر نمودم و در آثارشان به سير و سياحت پرداختم تا آنجا كه همانند يكى از آنها شدم بلكه گويى به خاطر آنچه از تاريخشان به من رسيده با همه آنها از اول جهان تا امروز بودهام. من قسمت زلال و مصفاى زندگى آنان را از بخش كدر و تاريك باز شناختم و سود و زيانش را دانستم و از ميان تمام آنها قسمتهاى مهم و برگزيده را برايت خلاصه نمودم.
«اى بنى انّى و ان لم اكن عمرّت عمر من كان قبلى فقد نظرت فى اعمالهم و فكّرت فى اخبارهم و سرت فى آثارهم حتى عدت كاحدهم بل كانّى بما انتهى الىّ من امورهم قد عُمّرت مع او لهم الى آخرهم فعرفت صفو ذلك من كدره و نفعه من ضرره فاستخلصت لك من كل امر نخيله»[٢]
و نيز مىفرمايد: «السعيد من وعظ بغيره» سعادتمند كسى است كه از ديگران پند و عبرت گيرد.[٣]
آرى؛ تفكر و انديشيدن در نظام هستى و خلقت آسمانها و زمين و انسان و ساير موجودات باعث پرورش خرد و تربيت نيروى عقلانى انسان مىگردد و در نتيجه باعث سير و سلوك انسان به مقاصد عالى مىگردد و سعادت ابدى را براى انسان تضمين مىكند و عاقبت انسان به نيكى تمام مىشود. چنانكه حضرت على ٧ مىفرمايد: «من كثرت فكرته حسنت عاقبته»[٤]
[١] - سبأ، ٤٥
[٢] - نامه ٢١، نهجالبلاغه
[٣] - نهج البلاغه، خطبه ٨٦
[٤] - تصنيف غرر