راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٩٧ - فلسفه حج
سر مىبرد تا از دنيا برود.
٦. ايمنى از حساب در قيامت: قال الصادق ٧: «من حجّ عشر حجج لم يحاسبه اللَّه ابداً»[١] كسى كه ده مرتبه به حج برود خداوند از او حساب نمىكشد.
٧. آرامش جان: قال الباقر ٧: «الحج تسكين القلوب»[٢] حج مايه آرامش قلبها است.
فلسفه حج
١. از بين رفتن غرور و تكبر: قال على ٧: «و اخراجاً للتكّبروا سكانا لتذلّل»[٣] حج مايه خروج انسان از تكبر و غرور و باعث آرامش روح است.
٢. روى آوردن به خدا و بيرون آمدن از گناه:
قال الرضا ٧: «علة الحج الوفادة الى اللَّه عزوجل و طلب الزيادُة و الخروج من كل ما اقترف و ليكون تائباً ممّا مضى مستأنفاً لما يستقبل و مافيه من استخراج الاموال و تعب الابدان و حظرها عن الشهوات و اللذات ...»[٤] علت رفتن حج، روى آوردن به خدا و طلب نمودن ثواب بسيار و بيرون رفتن از جميع گناهان است كه از او صادر شده است و از جهت اينكه از گذشته خود توبه كند و نسبت به آينده عمل را آغاز كند و نيز علت حج يك سلسله لوازم آن است كه عبارت است از خرج كردن اموال و تحمّل رنج بدن و منع كردن بدن از شهوتها و لذّتهاى مادّى است.
٣. شناخت آثار پيامبر وشناخت اقوام وملل: «فجعل فيه الاجتماع من الشرق و الغرب ليتعارفوا ... و لتعرف آثار رسولاللَّه و تعرف اخباره و يذكر و لاينسى»[٥]
[١] - روضه الواعظين، ص ٤٢٠
[٢] - بحارالانوار، ج ٧٥، ص ١٨٣
[٣] - نهجالبلاغه، خطبه ١٩٢
[٤] - بحارالانوار، ج ٩٩، ص ٣٢
[٥] - وسائل، ج ٨، ص ٩