راه رشد - دهقان، اكبر - الصفحة ٢٧ - ارتباط معرفت نفس با معرفت خداوند
الهى پى مىبرد و از محدوديت خويش به نامحدوديت خدا مىرسد زيرا اگر او هم محدود باشد، مخلوق است و از فناى خويش به بقاى خداوند پى مىبرد زيرا اگر او هم فانى باشد مخلوق است نه خالق. لذا حضرت على ٧ مىفرمايد: «و كمال الاخلاص له نفى الصفات عنه»[١]
مرحوم علامه مجلسى قدس سره مىگويد: اين حديث از چند طريق بريگانگى و ربوبيت خداوند دلالت دارد:
١. از آنجا كه روح، مدبّر بدن است پس جهان هستى هم مدبّرى دارد.
٢. از آنجا كه روح، يگانه است بر يگانگى خدا دلالت دارد.
٣. از آنجا كه بر حركت دادن تن قدرت دارد، دليل برقدرت خداست.
٤. از آن جا كه از بدن آگاه است، دليل بر آگاهى خداوند است.
٥. از آنجا كه روح براعضاى بدن تسلّط دارد، دليل سلطه خداوند بر مخلوقات است.
٦. چون روح، قبل از بدن بوده و بعد از آن نيز خواهد بود، دليل بر ازليّت و ابديّت خداست.
٧. از آن جا كه انسان، از حقيقت نفس آگاه نيست، دليل بر اين است كه احاطه بر كنه ذات خدا ممكن نيست.
٨. از آن جا كه روح را نمىتوان لمس كرد، دليل بر اين است كه خداوند لمس كردنى نيست.
٩. از آن جا كه روح و نفس آدمى ديده نمىشود، دليل بر اين است كه خالقِ روح، ديدنى نيست.[٢]
[١] - نهجالبلاغه، خطبه اول
[٢] - بحارالانوار، ج ٥٨، ص ٩٩،