عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٥ - شهوت، عامل خراج
كه به جهاد وى مشغول شود و قصد كشتن وى نكند كه مملكت بىايشان راست نيابد، بلكه تدبير آن كند كه ايشان را به حد اطاعت آورد تا در سفرى كه فرا پيش دارد ياور باشند به خصم و رفيق باشند نه دزد و راهزن، چون چنين كند سعيد باشد.
وحق نعمت گذارده باشد و خلعت اين نعمت به وقت خويش بيابد و اگر به خلاف اين كند و به موافقت راهزنان و دشمنان كه ياغى گشتهاند برخيزد، كافر نعمت باشد و شقى گردد و نكال عقوبت آن بيابد.
|
طالب توحيد را بايد قدم بر لا زدن |
بعد از آن در عالم معنى دم از الا زدن |
|
|
تا نگويى ترك سر انديشه زلفش مكن |
سرسرى دست طلب نتوان در اين سودا زدن |
|
|
شرط اول در طريق معرفت دانى كه چيست |
طرح كردن هر دو عالم را و پشت و پا زدن |
|
|
رنگ و بويى در حقيقت گر به دست آوردهاى |
چون گل صد برگ بايد خيمه بر صحرا زدن |
|
|
دامن گوهر به دستت از كمال معرفت |
تا توانى هم چو در لاف از دل دريا زدن |
|
|
اى نسيم با مقلد سر حق ضايع مكن |
از تجلى دم چه حاصل پيش نابينا زدن[١] |
|
[١] -عمادالدين نسيمى.