عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٥ - حقيقت زهد
و اين گونه جزع مقدمهاى براى مغضوب شدن انسان و مستحق شدن آدمى به عذاب الهى است.
فرح و خوشحالى نسبت به ظاهر دنيا و زر و زينت به دست آمده آن، موجب بد مستى و طغيان و تجاوز و به فرموده آيه شريفه تفاخر و تكاثر و علت كبر و تكبر و خودبينى است كه همه اين خصلتها، شيطانى و گرفتار آن منفور حق و از رحمت مطرود و مستحق لعنت حق و خزى دنيا و عذاب آخرت است و اين غير از فرح به نعمت است كه موجب شكر و كمك و عون بر عبادت و طاعت است كه دنيا را نعمت حق ديدن و از آن نعمت در راه صاحب نعمت استفاده كردن، غير از دنيا را دنيا ديدن است، متن آيه شريفه چنين است:
[لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و الله لا يحب كل مختال فخور][١].
بر آنچه از دست شما رفت، تأسف نخوريد، و بر آنچه به شما عطا كرده است، شادمان و دلخوش نشويد، و خدا هيچ گردنكش خودستا را [كه به نعمت ها مغرور شده است] دوست ندارد.
با توجه به اين آيه به خصوص دو كلمه «تأسوا و تفرحوا» معلوم مىشود كه زهد در درجه اول و در مرحله حقيقت امرى قلبى است، چون قلب در روى آوردن دنيا خوشحال نشود و حالى به حالى نگردد و دچار فرح نشود، فرحى كه عاقبتش تكبر و فخر و دورى از خداست و در از دست رفتن دنيا بدحال نگردد، آن حالتى كه باعث جزع و فزع و بىصبرى و بىطاقتى و شكايت از دوست است، صاحب آن قلب زاهد است، روز داشتن و روز نداشتن زاهد است.
[١] -حديد( ٥٧): ٢٣.