عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٦ - قناعت در روايات
|
مگر مىنبينى كه دد را مدام |
نينداخت جز حرص خوردن بدام |
|
|
پلنگى كه گردن كشد بر وحوش |
به دام افتد از بهر خوردن چو موش |
|
|
چو موش آن كه نان و پنيرش خورى |
به دامش در افتى و تيرش خورى |
|
عن أبى عبدالله ٧ قال: مكتوب فى التورات: ابن آدم كن كيف شئت كما تدين تدان. من رضى من الله بالقليل من الرزق قبل الله اليسير من العمل ومن رضى باليسير من الحلال خفت مؤنته وزكت مكسبته وخرج من حد الفجور[١].
امام صادق ٧ فرمود: در تورات است: فرزند آدم! هر گونه مىخواهى باش كه به هر چه كنى به همان جزا داده مىشوى، كسى كه به روزى كم از حضرت حق راضى باشد، خداوند هم عمل كم او را قبول مىكند و هر كس به حلال مختصر قناعت ورزد، زندگيش سبك و كسبش پاك و از مرزهاى بدكردارى دور مىماند.
آرى، قناعت راحت دين و دنيا و آخرت و سبب امنيت درون و برون و علت بر جا ماندن در مرز و حدود و باعث حفظ حقوق همگان است.
از دو دست خود، به وضو و نوشتن براى حق و كمك به افتاده و برداشتن به پيشگاه معبود قناعت كنيد، از قدم خود به صله رحم و رفتن به جنگ با دشمنان و رفتن براى يارى دادن به مظلوم قناعت كنيد، از چشم خود براى زيارت و تماشاى مناظر الهى و ديدن آثار و عجايب وجود خود قناعت نماييد، از شكم خود به خوردن حلال و از شهوت خويش به رختخواب شرعى قناعت كنيد و از زبان فقط به گفتن حق قناعت ورزيد و از گوش تنها به شنيدن حق قناعت كنيد و از مغز فقط به
[١] -الكافى: ٢/ ١٣٨، باب القناعة، حديث ٤؛ وسائل الشيعة: ٢١/ ٥٣١، باب ١٥، حديث ٢٧٧٧٧؛ بحار الأنوار: ٧٠/ ١٧٥، باب ١٢٩، حديث ١٦.