عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٢ - شهوت، عامل خراج
و قوت توهم، هر يكى را از اين قوتها كارى است خاص و اگر يكى به خلل شود كار آدمى به خلل شود در دين و دنيا.
و جمله اين لشگرهاى ظاهر و باطن به فرمان دلاند و وى امير و پادشاه همه است.
چون زبان را فرمان دهد در حال سخن گويد و چون دست را فرمان دهد بگيرد و چون پاى را فرمان دهد برود و چون چشم را فرمان دهد بنگرد و چون قوت تفكر را فرمان دهد بينديشد و همه را به طوع و طبع مطيع و فرمانبردار او كردهاند، تا تن را نگاه دارد و چندانى كه زاد خويش برگيرد و صيد خويش حاصل كند و تجارت آخرت تمام كند و تخم سعادت خويش بپراكند.
طاعت داشتن اين لشگر، دل را به طاعت داشتن فرشتگان ماند حق تعالى را كه خلاف نتوانند كردن در هيچ فرمان، بلكه به طبع و طوع فرمان بردار باشند.
شهوت، عامل خراج
شناختن تفاصيل لشگر دل دراز است و آنچه مقصود است تو را به مثالى معلوم شود.
بدان كه مثال تن چون شهرى است و دست و پاى و اعضا پيشه وران شهرند و شهوت چون عامل خراج است و غضب چون شحنه[١] شهر است و دل پادشاه شهر است و عقل وزير پادشاه است و پادشاه را بدين همه حاجت است، تا مملكت راست كند.
وليكن شهوت كه عامل خراج است، دروغ زن و فضولى و تخليطگر است و هر
[١] -شحنه: داروغه، پاسبان شهر.