عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٦ - نعمتهاى معنوى
|
كشور گيتى به امر اوست منظم |
اكبر و اعظم خداى عالم و آدم |
|
صورت خوب آفريد و سيرت زيبا
|
او ببرد در بهار نو اثر ازدى |
قدرتش آرد شكوفه را ثمر از پى |
|
|
مهر فروزان از او بود قمر از وى |
جانور از نطفه مىكند شكر از نى |
|
برگ تر از چوب خشك چشمه زخارا
|
آنچهبهگيتى است رند و كاذب وصادق |
دشمن بد خواه و نيك خواه و موافق |
|
|
عارف و عامى فقيه و كافر و فاسق |
از همگان بىنياز و بر همه مشفق |
|
از همه عالم نهان و بر همه پيدا
|
خواست شبابت ثنا كند خرد آشفت |
گفت كهاى با هواى نفس شده جفت |
|
|
گوهر معنى در اين بيان كه توان سفت |
سعدى از آنجا كه فهم اوست سخن گفت |
|
ورنه كمالات وهم كى رسد آنجا
نعمتهاى معنوى
نعمتهاى معنوى حق نيز بر دو دسته است:
١- متصل
٢- منفصل
معنوى متصل عبارت از واقعياتى است كه ساختمان باطن انسان را تشكيل داده، ساختمانى كه عقول عالميان در كيفيت و نظام آن متحير است و هنوز كسى به كنه يكى از آن نعمتها نرسيده، چون عقل، وهم، خيال، فطرت، وجدان، نفس و روح حقيقت و قلب و معنوى منفصل عبارت است از انبيا، امامان، كتب آسمانى، به خصوص قرآن مجيد.
شما براى شناختن نعم معنوى متصل و منفصل به كتاب خدا و كتب علمى