عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٨ - خطبه ٨٣
و خميدگى چيز ديگرى را انتظار مىكشد، آيا كسىكه در كمال تندرستى است به غير بيمارى و سستى چشم براه برنامه ديگرى است، آيا كسى كه پا برجا و برقرار است و همه چيزش مهياست جز فنا و از بين رفتن را انتظار مىكشد.
با اين دورى و جدايى از دنيا و همه امورش از قبيل كسب و كار و خانه و تجارتخانه و زن و بچه و دوست و قوم و خويش و انتقال و كوچ كردن و لرزيدن از اضطراب و نگرانى و مصيبت و سختى جان كندن و از بسيارى غم و اندوه آب دهان فرو دادن و به اطراف براى يارى خواستن از خدمتگزاران و خويشان و دوستان را دارند، آيا شيون عزيزان سودى دارد؟!
بيچاره انسان كه در گرو گورستان داده شده و در خوابگاه قبر تنها مانده، گزندههاى خاك و مار و مور، پوست تنش را پاره پاره كردهاند و شدت و سختىهاى مرگ، تازگى پوستش را پوسانده و از بين بردهاند، بادهاى سخت آثارش را محو كرده و مصائب دوران نشانههاى او را نابود نموده، نه در ميان قبر اثرى از او هست و نه در بين مردم خبر از او باقى مانده!!
جسدها پس از طراوت و تازگى تغيير يافت و استخوانها بعد از آن استحكام پوسيد و جانها در گرو بارهاى گران گناه و معصيت بماند، اين زمان است كه اين بيچارگان به تمام اخبارى كه انبيا و قرآن نسبت به بعد از مرگ داده بودند يقين حاصل نمودند.
بيچاره و بدبخت انسانى كه در غفلت و ضلالت و گمراهى مرد، بعد از آن كه در لغزش و خطاى خويش اندك زمانى زيسته بود و در مقابل نعمتهايى كه خداوند به او بخشيده بوده عوض و سودى نگرفت و آنچه بر وى واجب بود بجا نياورد. پس در اواخر سركشى و پيروى از هواى نفس و هنگام خوشحالى، اندوههاى مرگ او را فرا گرفت و با دردهاى سخت و بيمارىهاى گوناگون كه بحران آن در شب است،